هیچ وقت منتظر یه اتفاق نمون تو برو جلوی اتفاق بگیر که غافلگیر نشی
هیاهوی درونم فریادیست طوفانزا صدایش را در انتظار درونم می شنوم آه که فرسوده ام می سازد این دقایق هوا کم کم رو به تاریکی می گذارد و باز او را در تاریکی شب گم خواهم کرد کی میتونه بعد تـــو محرم راز مـــن بشه کی میتونه بعد تــــو همه نیاز مـــــن بشه کی جاتون میگیره و درد دلامو گوش میده کی دیوونه کرنو مثل چشــــــات خوب بلده بـعـــضی وقتا میامو یواشــــکی می بینمــت وقتی که غنچــــه بودی خودم باید می چیدمت کی به جای مــــــن برات شبا لالایــی میخونه شنیدم اون غریبـــــــــــه قـــدر تــورو نمیدونه غریــــــــبه تورو خـــــــــــدا عشقمو اذیت نکنی قــول مـــــــــردونه بده بهش خیــــــــــانت نکنی قــــول بده چشمــــای اون هیچ موقع اشـکو نبینه قول بده که هیچ شبی چشم انتظــــــــــــارت نشینه غریـــــــــــــــــــــــــــبه غریــــــــــــــــــــــــــــبه بگو که عاشقشــــــــی همیشـــــــــه اون دوس داری حالا که یـــــــــار توه هیچی براش کــــــــــم نذاری عشق نیرومندترین درمان است. هیچ نوشدارویی، قدیم یا جدید، یا زاده فنون امروز با آن پهلو نمیزند. نه کتابهای دلنشین و نه آن مفاهیم خردمندانه که بر زبان میآوریم و میاندیشیم. عشق نیروی دگرگونی با خود دارد زندگی آنقدر نامرئی از من عبور کرد وگذشت که هیچ احساسی نکردم جز اینکه دریافتم توراباخود آورد،غرق در جاذبه های نفس گیر گویی در نبودنت ،من نوزاد از آغاز به جست وجوی تو بوده ام سرگردان کوچه هاو خیابان ها یک خانه به دوش مستمر،در سفری که نمی دانم از کدامین زاویه ذهنم آغازشد. فقط این را که می دانم که باحال ترین ،غریبانترین و بهترین باورم تویی !!!!! مسیر زندگی ام ،عمرم با حضور دائمی ات سنگچین شده و به راستی زنده شدم و با طلوع تو پس از مرگ های پیایی ....... مرا دریاب که به عشق تو معتقدم و دلخوش به یک معجزه بی غرور و بی خیال به انتظارت می نشینم !!!!!!!!! بوسه یعنی وصل شیرین دولب. بوسه یعنی عشق در اعماق شب. بوسه یعنی مستی از مشروب عشق. بوسه یعتی آتش و گرمای تب. بوسه یعنی لذت از دلدادگی لذت از شب لذت از دیوانگی. بوسه یعنی حس خوبه طعم عشق طعمه شیرینی به رنگ سادگی . بوسه یعنی آغازی برای ما شدن. لحظه ای با دلبری تنها شدن. بوسه اتش میزند بر جسم و جان . بوسه بر میدارد این شرم از میان. بوسه یعنی شادی و شور و نشاط . بوسه یعنی عشق خالی از گناه. بوسه یعنی قلب تو از آنه من. بوسه یعنی تو همیشه ماله من
دخترها مثل سیب های روی درخت هستند. بهترین هایشان در بالاترین نقطه درخت قرار دارند. پسرها نمی خواهند به بهترین ها برسند چون می ترسند سقوط کنند و زخمی بشوند، بنابراین به سیب های پوسیده روی زمین که خوب نیستند اما به دست آوردنشان آسان است، اکتفا می کنند. سیب های بالای درخت فکر می کنند مشکل ازآنهاست درحالی که آنها فوق العاده اند. آنها فقط باید منتظر آمدن پسری بمانند که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالا بیاد برایم بخوان اسمانی ترینم که خسته از اوازه های زمینم به من بال انجا رسیدن بخشا که دیر است اینجا نشینم کس جز خودم اشنایم نشد اه... غریبه ترین مرد این سرزمینم چون ائینه با هر که رو راست بودم به من ضربه زد سنگ شد هم نشینم صدا در این خاک باب دلم نیست برایم بخوان اسمانی ترینم دستهایم برایت شعر می نویسد اما تو هرگز نخواهی خواند اتش عشق در چشمانم غوطه می زند ولی تو هرگز نخواهی دید نه تو هرگز مرا نخواهی فهمید من با این همه اندوه از کنارت خواهم گذشت و باز تودرک نخواهی کرد می خوردن و شاد بودن آیین من است فارغ بودن ز كفر و دین,دین من است _______________________________________________ این كوزخ چو من عاشق یار بوده است در بند سرزلف نگار بوده است _______________________________________________ تا چند زنم به روی دریاها خشت بیزار شدو ز بت پرستان كنشت دیدی ایدل که غم عشق دگربار چه کرد چون بشد دلبروبایاروفادار چه كرد آه از آن مست كه با مردم هشیار چه كرد طالع بی شفقت بین كه درین كار چه كرد ده كه باخرمن مجنون دل افكار چه كرد نیست معلوم كه پرده اسرارچه كرد كس ندانست كه در گردش پركار چه كرد باخیالی سبز روشن وقتی یک کبوتر با کلاغ ها معاشرت می کند، پرهایش سفید می ماند اما قلبش سیاه می شود؛ دوست داشتن کسی که لیاقت ندارد اسراف محبت است. کبوتر من! تو آزادی که با هر کس دوست داری معاشرت کنی. تو آزادی که به هر کجا می خواهی پر بکشی. کبوتر من! می دانم که شوق سر در آوردن از اسرار این جهان پهناور و مرموز در وجودت بیداد می کند؛ می دانم که چشم های خوشگلت از دیدن سیر نمی شود. می دانم که اهل معاشرتی، خوش مشربی، شوخی، شیرینی و اهل گشت و گذار. خوب خوب می شناسمت و بیشتر از آن چه فکر کنی، می فهممت. کبوتر قشنگ من! تو آزادی هر کجا دوست داری برای خودت آشیانه بسازی؛ تو آزادی که آشیانه ات را با هر رنگی که می پسندی، بیارایی. تو این اختیار را داری که بخواهی یا نخواهی؛ دوست داشته باشی یا نداشته باشی؛ بمانی یا نمانی؛ بخوانی یا نخوانی اما... کبوتر ناز من! تو می توانی خدا را بپرستی یا نپرستی؛ تو آزادی که فرشته های آسمان را به آشیانه ات راه بدهی یا ندهی. اما کبوتر زیبای من! حواست جمع باشد که اگر با کلاغ ها معاشرت کنی قلبت سیاه می شود؛ قلبت اگر سیاه شود معنایش این است که «مسخ» شده ای؛ یعنی این که دیگر یک کبوتر نیستی!
گفتی مرا دوست نداری گله ای نیست بین من وعشق تو ولی فاصله ای نیست گفتم کمی صبر کن گوش به من کن گفتی نه باید بروم حوصله ای نیست پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف تو رفتی و دیگر از چلچه ای نیست گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست رفتی تو خدا پشت پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسلئه ای نیست عشق چیست؟ سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست کاش می شد در زمان عاشقی
عشق را در هر کجا فریاد زد درمیان گیر دار زندگی لحظه ها را یک به یک احساس داد کاش می شد در شمار لحظه ها عشق بی قید و قفس را یافت کرد در حضور گرم و پرشور دو دست لذت با هم شدن را یاد کرد کاش می شد در کنار یکدگر از حصار این مکان آزاد شد در کنار جاده های بی کسی عطر زیبای من تو ما شدن را یافت کرد کاش می شد در دل مرداب غم شادی یک دل شدن را داد زد بر در دیواره های قلبمان عکس عشقی جاودان راقاب کرد کاش می شد..............................
من خدا را دارم.... یک اتاق ،اندکی نور،سکوت من خدا را دارم
![]()

![]()

مــــاه را
بیشــــتر از همه دوست می داشتی
و حالا
ماه هر شب
تـــو را به یاد مـــن می آورد
می خواهم فراموشت کنم
اما این مــــاه
با هیچ دســـتمالی
از پنجــــره پــاک نمی شـــود!!...
![]()

![]()

ادامه مطلب![]()

![]()

![]()

![]()

![]()

عشق سوزان ![]()

گفتم به عروس دهر:كابین تو چیست گفتا:دل خرم تو كابین من است
_______________________________________________
می نوش كه عمر جاودانی این است خود حاصلت از دور جوانی اینست
هنگام گل است و یاران سر مست خوش باش دمی كه زندگانی این است
گربرسر لوح بودنی ها بوده است پیوسته قلم زنیك وبدفرسوده است
ور روز ازل هر آنچهنایست بداد غم خوردن و كوشیدن ما بیهوده است
_______________________________________________
این دسته كه بر گردن او می بینی دستی است كه بر گردن یاری بوده است
خیام كه گفت دورزخی خواهد بود؟ كه رفت به دورزخ و كه آمد ز بهشت؟![]()

آه ازآن نرگس جادوكه چه بازی انگیخت
اشك من رنگ شفق یافت ز بیمهری یار
برق از منزل لیلی بدرخشید سحر
ساقیا جام میم ده كه نگارنده غیب
آنكه پرنقش زداین دایره مینایی
فكر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت
یار دیرینه ببینید كه با یار چه كرد![]()

بذر نرگس در دلم
شاید این نرگس بکاهد
تیرگی های دلم را
یا که در آن سوی باغ
رویش یک گل سرخ
من برای بودنش
می نوازم آهنگ عشق
تا که شاید
باصدای گنجشک ها
هم اوایی باد را به مهمانی برم![]()
![]()

![]()

اگر خنده است چرا میگریم؟!؟
اگر گریه است چرا میخندم؟!؟
اگر عشق است چرا به ان نمیرسم؟!؟
اگر عشق نیست چرا عاشقم؟!؟
اگر جاوید است چرا روزی 100 بار میمیرم؟!؟![]()

سلام بر روی ماه تو.عزیز دل سلام از ماست
تو یه رویای کوتاهی دعای هر سحر گاهی
شدم خواب عشقت چون.مرا اینگونه میخواهی
شدم خواب عشقت چون. مرا اینگونه میخواهی
من آن خاموش خاموشم که با شادی نمیجوشم
ندارم هیچ گناهی جز. که از تو چشم نمی پوشم
تو غم در شکل آوازی شکوه اوج پروازی
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی
مرا دیوانه میخواهی ز خود بیگانه میخواهی
مرا دلباخته چون مجنون ز من افسانه میخواهی
شدم بیگانه با هستی زخود بیخود تر از مستی
نگاهم کن.نگاهم کن شدم هر آنچه میخواستی
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
بکش دل را شهامت کن مرا از غصه راحت کن
شدم انگشت نمای خلق مرا تو درس عبرت کن
بکن حرف مرا باور نیابی از من عاشق تر
نمیترسم من از اقرار گذشت آب از سرم دیگر![]()


![]()


من خدایی دارم که همین نزدیکی است ...
در امتداد لحظه هایم،هر روز
در سایه هایی قرمز شناور می شوم
می خندم به عشق فنا شده ی زمینی مان ... قاه قاه
معنی اشک ... کبودی ،درد رامی دانم
بغض سنگین خاطره را، از نزدیک لمس کرده ام
من در این تاریکی،دور از همه...خدا را می خوانم
خدا را که صدا می زنم...همه ی ذره ها آرام می شود...
یک اتاق ،اندکی نور ، ... ![]()
| قالب وبلاگ :
قالب وبلاگ |
تبلیغات

