تبلیغات
شب عشق
سه شنبه 26 خرداد 1388

آن خس و خاشاک تویی

   نوشته شده توسط: m    

 

آن خس و خاشاک تویی


پست تر از خاک تویی


شور منم نور منم


عاشق رنجور منم


زور تویی کور تویی


هاله ی بی نور تویی


دلیر بی باک منم


مالک این خاک منم


چهارشنبه 6 خرداد 1388

گل سرخ

   نوشته شده توسط: sick love    نوع مطلب :عشق ،

 

http://bahar-20.com/pic/albums/userpics/10001/25s4awm.jpg

باخیالی سبز روشن
بذر نرگس در دلم
شاید این نرگس بکاهد
تیرگی های دلم را
یا که در آن سوی باغ
رویش یک گل سرخ
من برای بودنش
می نوازم آهنگ عشق
تا که شاید
باصدای گنجشک ها
هم اوایی باد را به مهمانی برم


سه شنبه 8 اردیبهشت 1388

بوسه یعنی

   نوشته شده توسط: sick love    

 

 

بوسه یعنی وصل شیرین دولب. بوسه یعنی عشق در اعماق شب. بوسه یعنی مستی از مشروب عشق. بوسه یعتی آتش و گرمای تب. بوسه یعنی لذت از دلدادگی لذت از شب لذت از دیوانگی. بوسه یعنی حس خوبه طعم عشق طعمه شیرینی به رنگ سادگی . بوسه یعنی آغازی برای ما شدن. لحظه ای با دلبری تنها شدن. بوسه اتش میزند بر جسم و جان . بوسه بر میدارد این شرم از میان. بوسه یعنی شادی و شور و نشاط . بوسه یعنی عشق خالی از گناه. بوسه یعنی قلب تو از آنه من. بوسه یعنی تو همیشه ماله من


دوشنبه 19 اسفند 1387

کبوترم!

   نوشته شده توسط: m    

وقتی یک کبوتر با کلاغ ها معاشرت می کند، پرهایش سفید می ماند اما قلبش سیاه می شود؛ دوست داشتن کسی که لیاقت ندارد اسراف محبت است.

کبوتر من! تو آزادی که با هر کس دوست داری معاشرت کنی. تو آزادی که به هر کجا می خواهی پر بکشی.

کبوتر من! می دانم که شوق سر در آوردن از اسرار این جهان پهناور و مرموز در وجودت بیداد می کند؛ می دانم که چشم های خوشگلت از دیدن سیر نمی شود. می دانم که اهل معاشرتی، خوش مشربی، شوخی، شیرینی و اهل گشت و گذار. خوب خوب می شناسمت و بیشتر از آن چه فکر کنی، می فهممت.

کبوتر قشنگ من! تو آزادی هر کجا دوست داری برای خودت آشیانه بسازی؛ تو آزادی که آشیانه ات را با هر رنگی که می پسندی، بیارایی. تو این اختیار را داری که بخواهی یا نخواهی؛ دوست داشته باشی یا نداشته باشی؛ بمانی یا نمانی؛ بخوانی یا نخوانی اما...

کبوتر ناز من! تو می توانی خدا را بپرستی یا نپرستی؛ تو آزادی که فرشته های آسمان را به آشیانه ات راه بدهی یا ندهی.

اما کبوتر زیبای من! حواست جمع باشد که اگر با کلاغ ها معاشرت کنی قلبت سیاه می شود؛ قلبت اگر سیاه شود معنایش این است که «مسخ» شده ای؛ یعنی این که دیگر یک کبوتر نیستی!


پنجشنبه 15 اسفند 1387

دل من

   نوشته شده توسط: sick love    نوع مطلب :عشق ،

گفتی مرا دوست نداری گله ای نیست

بین من وعشق تو ولی فاصله ای نیست

گفتم کمی صبر کن گوش به من کن

گفتی نه باید بروم حوصله ای نیست

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف

تو رفتی و دیگر از چلچه ای نیست

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت

جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست

رفتی تو خدا پشت پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مسلئه ای نیست


پنجشنبه 10 بهمن 1387

عشق جاوید

   نوشته شده توسط: sick love    نوع مطلب :عشق ،

عشق چیست؟
اگر خنده است چرا میگریم؟!؟
اگر گریه است چرا میخندم؟!؟
اگر عشق است چرا به ان نمیرسم؟!؟
اگر عشق نیست چرا عاشقم؟!؟
اگر جاوید است چرا روزی 100 بار میمیرم؟!؟


چهارشنبه 25 دی 1387

عشق کهنه

   نوشته شده توسط: m    نوع مطلب :عشق ،

سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو.عزیز دل سلام از ماست
تو یه رویای کوتاهی دعای هر سحر گاهی
شدم خواب عشقت چون.مرا اینگونه میخواهی
شدم خواب عشقت چون. مرا اینگونه میخواهی
من آن خاموش خاموشم که با شادی نمیجوشم
ندارم هیچ گناهی جز. که از تو چشم نمی پوشم
تو غم در شکل آوازی شکوه اوج پروازی
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی
مرا دیوانه میخواهی ز خود بیگانه میخواهی
مرا دلباخته چون مجنون ز من افسانه میخواهی
شدم بیگانه با هستی زخود بیخود تر از مستی
نگاهم کن.نگاهم کن شدم هر آنچه میخواستی
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
بکش دل را شهامت کن مرا از غصه راحت کن
شدم انگشت نمای خلق مرا تو درس عبرت کن
بکن حرف مرا باور نیابی از من عاشق تر
نمیترسم من از اقرار گذشت آب از سرم دیگر


سه شنبه 24 دی 1387

تقدیم به کسی که در کنارم نیست؟

   نوشته شده توسط: sick love    نوع مطلب :عشق ،

کاش می شد در زمان عاشقی 

عشق را در هر کجا فریاد زد

درمیان گیر دار زندگی

لحظه ها را یک به یک احساس داد

کاش می شد در شمار لحظه ها

عشق بی قید و قفس را یافت کرد

در حضور گرم و پرشور دو دست

لذت با هم شدن را یاد کرد

کاش می شد در کنار یکدگر

از حصار این مکان آزاد شد

در کنار جاده های بی کسی

عطر زیبای من تو ما شدن را یافت کرد

کاش می شد در دل مرداب غم

شادی یک دل شدن را داد زد

بر در دیواره های قلبمان

عکس عشقی جاودان راقاب کرد

کاش می شد..............................


یکشنبه 15 دی 1387

من خدا را دارم؟

   نوشته شده توسط: sick love    نوع مطلب :عشق ،

من خدا را دارم....

 

یک اتاق ،اندکی نور،سکوت


من خدایی دارم که همین نزدیکی است ...


در امتداد لحظه هایم،هر روز


در سایه هایی قرمز شناور می شوم


می خندم به عشق فنا شده ی زمینی مان ... قاه قاه


معنی اشک ... کبودی ،درد رامی دانم


بغض سنگین خاطره را، از نزدیک لمس کرده ام


من در این تاریکی،دور از همه...خدا را می خوانم


خدا را که صدا می زنم...همه ی ذره ها آرام می شود...


یک اتاق ،اندکی نور ، ...

من خدا را دارم


سه شنبه 7 آبان 1387

دل حسرت

   نوشته شده توسط: sick love    نوع مطلب :عشق ،


یکشنبه 13 مرداد 1387

نمیدونم؟

   نوشته شده توسط: sick love    نوع مطلب :عشق ،

 

نمی دونم 

این فسوس و افسانه تو چه بود

شاید

شاید آتشی در خرمن من

 

شاید مرگ من در سرزمین من

 

زدی و تاختی باور کن خاکستر و شکستنم

 

چه سرد بودچه نمناک بودو من غمناک تر بودم

 

و یادت را به سنگ یاد دلم نقش داده بودم

با عرق هایی پوشیده از شرمناکی


پنجشنبه 23 خرداد 1387

نا امیدی

   نوشته شده توسط: m    نوع مطلب :عشق ،

هر وقت تو زندگیت به یه در بزرگ که یه قفل بزرگ روش بود رسیدی نترس و نا امید نشو چون اگر قرار بود در باز نشه جاش یه دیوار می گذاشتن


شنبه 18 خرداد 1387

سرنوشت عشق

   نوشته شده توسط: sick love    نوع مطلب :عشق ،

و چنین است که گاهی آدمها

فراموش میکنند نیکی ها را ، خوبی ها را

و عشق را ... که زاده خوبی ست.

انگار که نبوده است هیچگاه

گل لبخندی ، ناز نگاهی ، شوق صدایی

آدمها امروزه روز

عشق را میخواهند مثل...

مثل یک وعده غذا از سر سیری

مثل یک بازیچه

که همه دارند پس من هم...

اشکی هم اگر هست

برای خود است و نه معشوق و نه عشق

که امروزه روز دیگر

نه عشق ، عشق است و نه عاشق ، عاشق

حالا همه چیز

خوب زندگی کردن است

شد با عشق ، شد بی عشق...


جمعه 6 اردیبهشت 1387

عذاب

   نوشته شده توسط: sick love    نوع مطلب :عشق ،

http://farm2.static.flickr.com/1154/926297148_83bdcd2b17.jpg
عمریست زمانه درعذاب من وتوست
گرمای زمین ازالتهاب من و توست
آن قصه كه كهنه گی نداردهرگز
 سوگند به عشق: انتخاب من و توست 
.......
چترم باز باشد یا بسته فرقی نمی کند
بی توآسمان دلم همیشه ابریست


یکشنبه 4 فروردین 1387

قلب بی وفا دلسپردن نداره...

   نوشته شده توسط: sick love    نوع مطلب :عشق ،

 

 وقتی غریبه ای گفت :تولدت مبارك

 وقتی برای قلبت همسایه ای دگر هست

 وقتی برای اشكت هم غصه ای دگر هست

 وقتی برای دیدار وقتی برای من نیست

 وقتی برای احساس قلبی به نام دل نیست

 چرا به من نگفتی جشنی برای من نیست ؟؟

 چرا به من نگفتی قلبت از آن من نیست ؟؟

 

 

 


سه شنبه 18 دی 1386

مهمانخانه

   نوشته شده توسط: sick love    نوع مطلب :عشق ،


                  

                        باز با آن دیگری دیدم تورا

                                       جای قهرو اخم خندیدم تورا

                  بازگفتی اشتباهت دیدم  

                                        گفتمت باشد بخشیدم تورا

                  باز هم این قصه ات تکرار شد

                                          با رقیبان رفتنت انکار شد

                  آنقدر رفتی که دیگر قلب من

                                          از تو و عشق تو بیزار شد

                   آن رقیبان یک شبت می خواستند

                                           زره زره پاکیت می کاستند

                   شب به مهمانخانه ات مهمان شدند

                                             صبح اما از برت برخواستند

                    آمدی گفتی پشیمانی دگر

                                             تا همیشه پاک میمانی دگر

                    اندکی از قول تو نگذشته بود

                                                      باز رفتی با رقیبانی دگر

    تورا دیگر نمی خواهم نگو دیوانه می باشد

                       که دیگر خانه ات همچون مسافر خانه می باشد


پنجشنبه 8 آذر 1386

آسمان بی ماه

   نوشته شده توسط: sick love    نوع مطلب :عشق ،

 

                                                                   

  

آسمان بی ماه بود آن شب
بغض باران در گلویش بود
ناودان با خویش نجوا داشت
کوچه گرم از گفتگویش بود
باد در شهر تهی می ریخت
بوی شب های بیابان را
تک چراغی خال می کوبید
گونه ی خیس خیابان را
من تهی بودم ، تهی از خویش
من پر از اندوه او بودم
با خیال دور و نزدیکش
همچنان در گفتگو بودم
دیدم از حسرت فرولغزید
اشک بر سیمای غمناکش
روزهای رفته را دیدم
در فضای چشم نمناکش
کوچه ی میعاد ما ، هر شب
چون رگی از خون ما پر بود
خنده ها طعمی گوارا داشت
بوسه ها گرم و نفس بر بود
بوی باران خورده ی دیوار
پلک سنگین مرا می بست
عطر زلفش در هوا می گشت
تا به بوی خاک می پیوست
ناگه از رفتن فرو می ماند
تن چو پیچک بر تنم می دوخت
تا از آن مستی به هوش آیم
بوسه لب های مرا می سوخت
راستی ای مونس دیرین
یاد از آن شب ها که می دانی
کوچه های پیچ پیچ شهر
روزهای سرد بارانی
آسمان ، امشب ندارد ماه
بغض باران در گلوی اوست
ناودان با خویش در نجواست
کوچه گرم از گفتگوی اوست


جمعه 25 آبان 1386

مشکل دخترا

   نوشته شده توسط: sick love    نوع مطلب :عمومی ،

دخترها مثل سیب های روی درخت هستند. بهترین هایشان در بالاترین نقطه درخت قرار دارند. پسرها نمی خواهند به بهترین ها برسند چون می ترسند سقوط کنند و زخمی بشوند، بنابراین به سیب های پوسیده روی زمین که خوب نیستند اما به دست آوردنشان آسان است، اکتفا می کنند. سیب های بالای درخت فکر می کنند مشکل ازآنهاست درحالی که آنها فوق العاده اند. آنها فقط باید منتظر آمدن پسری بمانند که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالا بیاد


شنبه 28 مهر 1386

دل مجنون شکست از من

   نوشته شده توسط: sick love    نوع مطلب :عشق ،

 

 

به موج قطره ها امشب.. دل باران شكست از من.. چه بشكن

بشكن است امشب.. شكستم توبه را... از بس شكن در زلف او

دیدم... دل ساقی شكست از من.. چه بشكن بشكن است

امشب. من و گرداب چشمانت .. بزن بشكن خرابم كن. دل كشتی

شكست از من.. چه بشكن بشكن است امشب.. شكستم موج

گیسو را.. به روی ساحل دامن.. دل دریا شكست از من؟.. چه

بشكن بشكن است امشب. شكستم بیستون را من.؟ دل فرهاد

روشن شد.. دل تیشه شكست از من؟ چه بشكن بشكن است

امشب.. شكستم رونق لیلی.. به نقد قطره ای امشب.. دل مجنون

شكست از من.. چه بشكن بشكن است امشب... ......


پنجشنبه 26 مهر 1386

loveeeeeeeeeeeee you

   نوشته شده توسط: sick love    نوع مطلب :عشق ،

 بیشتر از آنچه تصور كنی خیانت دیده‌ام و بیشتر از انچه باور كنی قلبم را شكسته‌اند.اما تو نه خیانت كرده‌ای نه قلبم را شكسته‌ای تو جگرم را آتش زده‌ای.زبانم می‌گوید به امید روزی كه روزگارت سیاهتر از پر كلاغ ؛تیره تر از غروب؛و غمگین تر از دم جدایی.اما دل می‌گوید به امید روزی كه آشیانت بالاتر از آشیان عقاب؛چشم انداز نگاهت زیبا‌تر از بهشت؛بر لبانت لبخند؛دوروبرت صدهزار پری كنیزت باشد


تعداد کل صفحات: 2 1 2