تبلیغات
شب عشق - پست های دی 1387
چهارشنبه 25 دی 1387

عشق کهنه

   نوشته شده توسط: m    نوع مطلب :عشق ،

سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو.عزیز دل سلام از ماست
تو یه رویای کوتاهی دعای هر سحر گاهی
شدم خواب عشقت چون.مرا اینگونه میخواهی
شدم خواب عشقت چون. مرا اینگونه میخواهی
من آن خاموش خاموشم که با شادی نمیجوشم
ندارم هیچ گناهی جز. که از تو چشم نمی پوشم
تو غم در شکل آوازی شکوه اوج پروازی
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی
نداری هیچ گناهی جز که بر من دل نمی بازی
مرا دیوانه میخواهی ز خود بیگانه میخواهی
مرا دلباخته چون مجنون ز من افسانه میخواهی
شدم بیگانه با هستی زخود بیخود تر از مستی
نگاهم کن.نگاهم کن شدم هر آنچه میخواستی
سلام ای کهنه عشق من که یاد تو چه پا بر جاست
سلام بر روی ماه تو عزیز دل سلام از ماست
بکش دل را شهامت کن مرا از غصه راحت کن
شدم انگشت نمای خلق مرا تو درس عبرت کن
بکن حرف مرا باور نیابی از من عاشق تر
نمیترسم من از اقرار گذشت آب از سرم دیگر


سه شنبه 24 دی 1387

تقدیم به کسی که در کنارم نیست؟

   نوشته شده توسط: sick love    نوع مطلب :عشق ،

کاش می شد در زمان عاشقی 

عشق را در هر کجا فریاد زد

درمیان گیر دار زندگی

لحظه ها را یک به یک احساس داد

کاش می شد در شمار لحظه ها

عشق بی قید و قفس را یافت کرد

در حضور گرم و پرشور دو دست

لذت با هم شدن را یاد کرد

کاش می شد در کنار یکدگر

از حصار این مکان آزاد شد

در کنار جاده های بی کسی

عطر زیبای من تو ما شدن را یافت کرد

کاش می شد در دل مرداب غم

شادی یک دل شدن را داد زد

بر در دیواره های قلبمان

عکس عشقی جاودان راقاب کرد

کاش می شد..............................


یکشنبه 15 دی 1387

من خدا را دارم؟

   نوشته شده توسط: sick love    نوع مطلب :عشق ،

من خدا را دارم....

 

یک اتاق ،اندکی نور،سکوت


من خدایی دارم که همین نزدیکی است ...


در امتداد لحظه هایم،هر روز


در سایه هایی قرمز شناور می شوم


می خندم به عشق فنا شده ی زمینی مان ... قاه قاه


معنی اشک ... کبودی ،درد رامی دانم


بغض سنگین خاطره را، از نزدیک لمس کرده ام


من در این تاریکی،دور از همه...خدا را می خوانم


خدا را که صدا می زنم...همه ی ذره ها آرام می شود...


یک اتاق ،اندکی نور ، ...

من خدا را دارم